ترجمه "imploration" به فارسی

استغاثه, در خواست, لابه التماس بهترین ترجمه های "imploration" به فارسی هستند.

imploration noun دستور زبان

The action of imploring; begging, beseeching. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استغاثه

    'Don't, my love, say that! ' implored my mother very piteously.

    مادرم با استغاثه گفت: نه عزیزم، اینطور صحبت نکن!

  • در خواست

  • لابه التماس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imploration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "imploration" با ترجمه به فارسی

  • التماس کردن · درخواست کردن از · درخواهیدن · دعا کردن · لابه کردن · نماز خواندن
  • التماس کردن · درخواست کردن از · درخواهیدن · دعا کردن · لابه کردن · نماز خواندن
اضافه کردن

ترجمه های "imploration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه