ترجمه "implicitness" به فارسی
اشاره ضمنی, بطور ضمنی مفهوم بودن, دلالت ضمنی بهترین ترجمه های "implicitness" به فارسی هستند.
implicitness
noun
دستور زبان
The state or quality of being implicit. [..]
-
اشاره ضمنی
-
بطور ضمنی مفهوم بودن
-
دلالت ضمنی
-
ضمنی بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " implicitness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "implicitness" با ترجمه به فارسی
-
(مهجور) درگیر · اشاره شده · التزامی · بی چون و چرا · تلویحی (در برابر: صریح یا رک explicit) · سربسته · ضمنی · غیرصریح · غیرقابل اعتراض · غیرقابل منازعه · قطعی · مجازی · محض · محقق · مطلق · مورد اتهام
-
(ریاضی) تابع ضمنی · تابع ضمنی · تابع غیرصریح
-
هزینه ضمنی، پنهانی
-
ضمنی
-
خلاصهنویسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن