ترجمه "improper" به فارسی

نامناسب, ناشایسته, نادرست بهترین ترجمه های "improper" به فارسی هستند.

improper adjective verb دستور زبان

unsuitable to needs or circumstances; inappropriate [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نامناسب

    ' a bit, and I should not have thought it improper.

    اگه این کار و میکرد ین در نظر من نامناسب جلوه نمیکرد.

  • ناشایسته

    adjective

    it is very improper

    این عمل بسیار ناشایسته است.

  • نادرست

    For instance, he may observe that our potentially treacherous heart begins to desire things that are improper.

    برای نمونه اگر دلمان ما را به انجام عملی نادرست بفریبد یَهُوَه آن را درمییابد.

  • ترجمه های کمتر

    • ناشایست
    • نابجا
    • اشتباه
    • بیجا
    • غلط
    • زشت
    • نابراز
    • ناسزاوار
    • نافراخور
    • ناویژه
    • نکوهیده
    • نابرازنده
    • ناسزا
    • ناجور
    • (ریاضی) ناسره
    • خلاف عرف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " improper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "improper" با ترجمه به فارسی

  • انتگرال ناسره
  • (ریاضی) کسر نما · کسر بزرگتر از واحد (مثلا: پنج سوم) · کسر ناسره
اضافه کردن

ترجمه های "improper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه