ترجمه "impromptu" به فارسی

بداهتا, بی آماد, فی البداهه بهترین ترجمه های "impromptu" به فارسی هستند.

impromptu adjective noun adverb دستور زبان

Improvised; without prior preparation; extemporaneous; unplanned. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بداهتا

  • بی آماد

  • فی البداهه

    Should I give an impromptu speech?

    مگه نمیشه یه چیز فی البداهه بگم ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " impromptu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Impromptu

Impromptu (1991 film)

+ اضافه کردن

"Impromptu" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Impromptu در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "impromptu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه