ترجمه "impropriety" به فارسی
ناشایستگی, ناشايستگی, کارنکوهیده بهترین ترجمه های "impropriety" به فارسی هستند.
impropriety
noun
دستور زبان
(uncountable) The condition of being improper. [..]
-
ناشایستگی
betrays a consciousness of the impropriety of such silence
اما نشان دهد که به ناشایستگی این سکوت معترف است
-
ناشايستگی
An improper act.
-
کارنکوهیده
-
ترجمه های کمتر
- نابجایی
- ناجوری
- عدم مناسبت
- عمل زشت
- کاربرد غلط واژه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impropriety " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن