ترجمه "improve" به فارسی
بهبود, بهبود یافتن, بهبود دادن بهترین ترجمه های "improve" به فارسی هستند.
improve
verb
دستور زبان
(transitive) to make (something) better; to increase the value or productivity (of something) [..]
-
بهبود
nounto make something better
He is improving in health.
او در حال بهبود یافتن است.
-
بهبود یافتن
to become better
He is improving in health.
او در حال بهبود یافتن است.
-
بهبود دادن
to make something better
-
ترجمه های کمتر
- افزودن
- بهترشدن
- پدرامیدن
- آباد کردن
- ارزشمند کردن
- اصلاح کردن
- بهتر شدن
- بهتر کردن
- بهتر کردن یا شدن
- بیشتر کردن
- معمور کردن
- وشت گردیدن
- پیشرفت کردن
- چاره کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " improve " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Improve
-
بهبود بخشیدن
Our legacy can be to improve the health of women
و میراث ما میتواند بهبود بخشیدن به سلامت زنان
عباراتی شبیه به "improve" با ترجمه به فارسی
-
سرویس تلفن موبایل پیشرفته
-
بهبودی پذیر · بهتر شدنی · بهترشو · قابل اصلاح · قابل ترقی · پیش امدنی
-
بهسازي عادت · رشدگرایش گیاه · شكل رشد · عادت رشد · عادت گياه
-
اصلاح چراگاه · بازسازي چراگاه
-
برش اضافي · برش بهسازي · بهسازی توده جنگلی
-
بهینه سازی- پیشرفت
-
طرح بهبود شغل
-
٢٠٠٣نوناق ،رکیدم یزیوجت یاهوراد یزاسون و یدوبهب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن