ترجمه "improver" به فارسی
اصلاح کننده, بهبودی دهنده, ترقی کننده بهترین ترجمه های "improver" به فارسی هستند.
improver
noun
دستور زبان
A substance added to cause improvement (especially to a foodstuff) [..]
-
اصلاح کننده
-
بهبودی دهنده
-
ترقی کننده
-
لایی که درپشت دامن زنانه میگذارند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " improver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "improver" با ترجمه به فارسی
-
سرویس تلفن موبایل پیشرفته
-
بهبودی پذیر · بهتر شدنی · بهترشو · قابل اصلاح · قابل ترقی · پیش امدنی
-
بهسازي عادت · رشدگرایش گیاه · شكل رشد · عادت رشد · عادت گياه
-
اصلاح چراگاه · بازسازي چراگاه
-
برش اضافي · برش بهسازي · بهسازی توده جنگلی
-
بهینه سازی- پیشرفت
-
طرح بهبود شغل
-
٢٠٠٣نوناق ،رکیدم یزیوجت یاهوراد یزاسون و یدوبهب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن