ترجمه "improvisation" به فارسی
بدیههسازی, بداهه گویی (یا نویسی), بدیهه گویی بهترین ترجمه های "improvisation" به فارسی هستند.
improvisation
noun
دستور زبان
The act or art of composing and rendering music, poetry, and the like, extemporaneously; as, improvisation on the organ. [..]
-
بدیههسازی
process of devising a solution to a requirement in an ad hoc fashion
-
بداهه گویی (یا نویسی)
-
بدیهه گویی
nounNormally when you improvise —
طبیعتا زمانی که شما بدیهه گویی—
-
ترجمه های کمتر
- بی آمادگویی (یا نویسی)
- بی آمادی
- سر هم بندی
- فی البداهه گویی (یا نویسی)
- چاره ی موقت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " improvisation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "improvisation" با ترجمه به فارسی
-
بالبداهه امده
-
دستگاه انفجاری ابداعی
-
بدیهه ساز · بدیهه گو · حاضر جواب
-
بداهه گویی (نویسی یا سرایی) کردن · بی آماد انجام دادن · بی آماد نویسی (گویی یا سرایی کردن) · سرهم بندی کردن · فی البداهه گفتن (نوشتن یا سرودن) · چاره ی موقت پیدا کردن
-
بداهه
-
تئاتر بداهه
-
آماده به خدمت؛ آماده به کار
-
بداهه گویی (نویسی یا سرایی) کردن · بی آماد انجام دادن · بی آماد نویسی (گویی یا سرایی کردن) · سرهم بندی کردن · فی البداهه گفتن (نوشتن یا سرودن) · چاره ی موقت پیدا کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن