ترجمه "improved" به فارسی
بهبود یافته, بهتر شده, فعل گذشته ترقی دادن بهترین ترجمه های "improved" به فارسی هستند.
improved
adjective
verb
دستور زبان
something that has been made better; enhanced [..]
-
بهبود یافته
in a subtle but important way that really improved the story.
کاراکتر را دوباره تصور کند و داستان واقعا بهبود یافته است.
-
بهتر شده
She wanted him to say whether by moving the rose she had improved the hat.
از او پرسید که به نظرش کلاه با جا به جا کردن گل رز بهتر شده است.
-
فعل گذشته ترقی دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " improved " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "improved" با ترجمه به فارسی
-
سرویس تلفن موبایل پیشرفته
-
بهبودی پذیر · بهتر شدنی · بهترشو · قابل اصلاح · قابل ترقی · پیش امدنی
-
بهسازي عادت · رشدگرایش گیاه · شكل رشد · عادت رشد · عادت گياه
-
اصلاح چراگاه · بازسازي چراگاه
-
برش اضافي · برش بهسازي · بهسازی توده جنگلی
-
بهینه سازی- پیشرفت
-
طرح بهبود شغل
-
٢٠٠٣نوناق ،رکیدم یزیوجت یاهوراد یزاسون و یدوبهب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن