ترجمه "improv" به فارسی
(مخفف : improvisation), فی البداهه گفتن یا عمل کردن, نمایش بذله گویی بهترین ترجمه های "improv" به فارسی هستند.
improv
noun
دستور زبان
(informal) improvisation [..]
-
(مخفف : improvisation)
-
فی البداهه گفتن یا عمل کردن
-
نمایش بذله گویی
-
ترجمه های کمتر
- نمایش خنده دار بدون متن
- وابسته به این نمایش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " improv " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "improv" با ترجمه به فارسی
-
سرویس تلفن موبایل پیشرفته
-
بهبودی پذیر · بهتر شدنی · بهترشو · قابل اصلاح · قابل ترقی · پیش امدنی
-
بهسازي عادت · رشدگرایش گیاه · شكل رشد · عادت رشد · عادت گياه
-
اصلاح چراگاه · بازسازي چراگاه
-
برش اضافي · برش بهسازي · بهسازی توده جنگلی
-
بهینه سازی- پیشرفت
-
طرح بهبود شغل
-
٢٠٠٣نوناق ،رکیدم یزیوجت یاهوراد یزاسون و یدوبهب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن