ترجمه "imprudently" به فارسی

ازروی بی احتیاطی, ازروی بی عقلی, ازروی ندانم کاری بهترین ترجمه های "imprudently" به فارسی هستند.

imprudently adverb دستور زبان

Without prudence; in an imprudent manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازروی بی احتیاطی

  • ازروی بی عقلی

  • ازروی ندانم کاری

  • غیر عاقلانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imprudently " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "imprudently" با ترجمه به فارسی

  • بی احتیاطی · بی تدبیری · بی مبالاتی · نابخردی · ناخردمندی · ندانم کاری · کارغیرعاقلانه
  • بی احتیاط · بی فکر (واروی : prudent) · بیخرد · ناپروا
  • بی احتیاطی · بی تدبیری · بی مبالاتی · نابخردی · ناخردمندی · ندانم کاری · کارغیرعاقلانه
  • بی احتیاط · بی فکر (واروی : prudent) · بیخرد · ناپروا
  • بی احتیاطی · بی تدبیری · بی مبالاتی · نابخردی · ناخردمندی · ندانم کاری · کارغیرعاقلانه
  • بی احتیاطی · بی تدبیری · بی مبالاتی · نابخردی · ناخردمندی · ندانم کاری · کارغیرعاقلانه
اضافه کردن

ترجمه های "imprudently" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه