ترجمه "impugnment" به فارسی
اعتراض, حمله, رد تکذیب بهترین ترجمه های "impugnment" به فارسی هستند.
impugnment
noun
دستور زبان
The act of impugning, or the state of being impugned.
-
اعتراض
nounYou are here to keep the Visigoths outside of the city walls, not to impugn judgment of the Caesar.
ویزیگوت ها رو بیرون از دیوارهای شهر نگه داری نه برای اعتراض به قضاوت سزار
-
حمله
noun -
رد تکذیب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impugnment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impugnment" با ترجمه به فارسی
-
رد کردنی · غیر قابل اعتراض · غیر قابل حمله · قابل اعتراض · قابل تکذیب
-
اعتراض · تکذیب · حمله · رد
-
(امانت و غیره را) موردتردید قرار دادن · (در اصل) مورد ضرب و جرح قرار دادن · تکذیب کردن · رد کردن · مورد انتقاد و پرسش قرار دادن
-
رد کردنی · غیر قابل اعتراض · غیر قابل حمله · قابل اعتراض · قابل تکذیب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن