ترجمه "impulse" به فارسی

تکانه, تکان, انگیزه بهترین ترجمه های "impulse" به فارسی هستند.

impulse verb noun دستور زبان

A thrust; a push; a sudden force that impels. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکانه

    noun

    sudden force that impels

    And the 11-year-old, one impulse on the whole phrase.

    و آن یازده ساله یک تکانه برای کل عبارت.

  • تکان

    A wish or urge, particularly a sudden one.

    Beneath the transient humor, I felt a strange impulse

    از پس حس شوخ طبعی زود گذرم، تکان عجیبی حس کردم.

  • انگیزه

    noun

    The pull of the irresistible scent warred with the impulse to turn and defend my hunt.

    کشش عطر غیرقابل مقاومت با انگیزه برای برگشتن و دفاع از شکارم میجنگید.

  • ترجمه های کمتر

    • هوس
    • میل
    • ضربه
    • هوسی
    • خیال
    • وهم
    • وسوسه
    • سائقه
    • ارتعاشات
    • ویر
    • تپش
    • زنش
    • (برق) تشدید ناگهانی جریان
    • (برق) کوبه
    • (تنکرد شناسی) تکانه
    • (زیست شناسی) پیام عصبی
    • (مکانیک) دگرگونی گشتاور
    • تغییر مومنتوم
    • تغییرات ناگهانی ولتاژ
    • تلون مزاج
    • تمایل فکری
    • ضربه (رجوع شود به impetus)
    • مقدار حرکت
    • نیروی جنبش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " impulse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Impulse
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محرک آنی

عباراتی شبیه به "impulse" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "impulse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه