ترجمه "impulsively" به فارسی
با قوه محرک انی, بدون اراده, بی اندیشه بهترین ترجمه های "impulsively" به فارسی هستند.
impulsively
adverb
دستور زبان
In an impulsive manner; with force; by impulse. [..]
-
با قوه محرک انی
-
بدون اراده
This isn't something that we just impulsively decided to do in Vegas.
اين تصميمي نيست که بدون اراده و. ناگهاني توي وگاس گرفته باشيم
-
بی اندیشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impulsively " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impulsively" با ترجمه به فارسی
-
تكانشگری · تکانشگری
-
تکانه ویژه
-
تجهیزات فوری
-
ناگهاني
-
(برق) تشدید ناگهانی جریان · (برق) کوبه · (تنکرد شناسی) تکانه · (زیست شناسی) پیام عصبی · (مکانیک) دگرگونی گشتاور · ارتعاشات · انگیزه · تغییر مومنتوم · تغییرات ناگهانی ولتاژ · تلون مزاج · تمایل فکری · تپش · تکان · تکانه · خیال · زنش · سائقه · ضربه · ضربه (رجوع شود به impetus) · مقدار حرکت · میل · نیروی جنبش · هوس · هوسی · وسوسه · وهم · ویر
-
اجبار
-
اختلال کنترل تکانه
-
(مکانیک) توربین ضربه ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن