ترجمه "impure" به فارسی
ناپاز, ناپاک, کثیف بهترین ترجمه های "impure" به فارسی هستند.
impure
adjective
verb
دستور زبان
Not pure; not clean; dirty; foul; filthy; containing something which is unclean or unwholesome; mixed or impregnated extraneous substances; adulterated; as, impure water or air; impure drugs, food, etc. [..]
-
ناپاز
adjectiveimpure
-
ناپاک
adjectiveCan I receive that pure liquid into an impure vessel and judge of its purity?
آیا من میتوانم این مایع پاک را در ظرف ناپاک بریزم و بعد از پاکی آن سخن بگویم؟
-
کثیف
adjective
-
ترجمه های کمتر
- نجس
- ناخالص
- نادرست
- ناناب
- نانجیب
- گنهکار
- هرزه
- (سخن و نگارش - پر از اشتباهات لغوی و دستوری) ناسره
- آلوده دامن
- بی عفت
- غش دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impure" با ترجمه به فارسی
-
ازروی بی عفتی · بطور غیر خالص یا امیخته · بطور ناپاک · ناپاکانه
-
بی عفتی · خلوص · مواد خارجی · ناخالصي · ناخالصی · ناسرگی · نانجیبی · ناپاکی · نجس بودن · هرزگی · کثافت
-
بی عفتی · خلوص · مواد خارجی · ناخالصي · ناخالصی · ناسرگی · نانجیبی · ناپاکی · نجس بودن · هرزگی · کثافت
-
بی عفتی · خلوص · مواد خارجی · ناخالصي · ناخالصی · ناسرگی · نانجیبی · ناپاکی · نجس بودن · هرزگی · کثافت
-
ازروی بی عفتی · بطور غیر خالص یا امیخته · بطور ناپاک · ناپاکانه
-
بی عفتی · خلوص · مواد خارجی · ناخالصي · ناخالصی · ناسرگی · نانجیبی · ناپاکی · نجس بودن · هرزگی · کثافت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن