ترجمه "impurity" به فارسی
ناپاکی, ناخالصي, کثافت بهترین ترجمه های "impurity" به فارسی هستند.
impurity
noun
دستور زبان
The condition of being impure; because of contamination, pollution, adulteration or insufficient purification. [..]
-
ناپاکی
nounthis impure rhapsody of which he was ashamed, but in which he revelled
این شور و شوق ناپاکی که مایهی شرم و لذت بود
-
ناخالصي
youve impurity in our world
تو ناخالصي را به دنياي ما وارد کرديد
-
کثافت
-
ترجمه های کمتر
- ناخالصی
- خلوص
- ناسرگی
- نانجیبی
- هرزگی
- بی عفتی
- مواد خارجی
- نجس بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impurity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "impurity"
عباراتی شبیه به "impurity" با ترجمه به فارسی
-
(سخن و نگارش - پر از اشتباهات لغوی و دستوری) ناسره · آلوده دامن · بی عفت · غش دار · ناخالص · نادرست · ناناب · نانجیب · ناپاز · ناپاک · نجس · هرزه · کثیف · گنهکار
-
ازروی بی عفتی · بطور غیر خالص یا امیخته · بطور ناپاک · ناپاکانه
-
ازروی بی عفتی · بطور غیر خالص یا امیخته · بطور ناپاک · ناپاکانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن