ترجمه "imputatively" به فارسی

ازراه اسناد یا اتهام ترجمه "imputatively" به فارسی است.

imputatively adverb دستور زبان

In an imputative fashion or manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازراه اسناد یا اتهام

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imputatively " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "imputatively" با ترجمه به فارسی

  • (الهیات مسیحی) نیکی یا بدی یک شخص را ناشی از شخص دیگری دانستن · اسناد دادن · اطلاق کردنی · دادن · منتسب کردن به · نسبت دادن · نسبت دادن به · وابسته دانستن به
  • اتهام · بستن به · نسبت دادن
  • اتهامی · اسنادی · تهمت امیز · تهمت زن
  • اسناد کردنی · اطلاق پذیر · سزاوار سرزنش · منتسب کردنی · نسبت دادنی
  • اتهام پذیری · اسناد پذیری · قابلیت اسناد · مسئولیت اخلاقی
  • (الهیات مسیحی) نیکی یا بدی یک شخص را ناشی از شخص دیگری دانستن · اسناد دادن · اطلاق کردنی · دادن · منتسب کردن به · نسبت دادن · نسبت دادن به · وابسته دانستن به
  • اسناد کردنی · اطلاق پذیر · سزاوار سرزنش · منتسب کردنی · نسبت دادنی
  • اتهام · بستن به · نسبت دادن
اضافه کردن

ترجمه های "imputatively" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه