ترجمه "inactive" به فارسی
تنبل, عاطل, غیرفعال بهترین ترجمه های "inactive" به فارسی هستند.
inactive
adjective
دستور زبان
Retired from duty or service [..]
-
تنبل
adjectiveaja was always inactive to me
آجا هميشه نسبت به من تنبل تر بود
-
عاطل
-
غیرفعال
Turn sticky keys and slow keys off after a certain period of inactivity
کلیدهای چسبناک و کلیدهای کند را پس از یک زمان مشخص غیرفعال ، خاموش کنید
-
ترجمه های کمتر
- بلااستعمال
- بلااستفاده
- بلاحرکت
- نابسیج
- ناکنا
- ناکنشور
- کنارگذاشته
- منفعل
- خوابیده
- ساکن
- (ارتش) خارج از رده
- (شیمی - نورشناسی) ایزومر ناکنا
- بی جنب وجوش
- غیر فعال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inactive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Inactive
Pertaining to a user who hasn't used his or her mouse, keyboard, computer, cell phone, or communications device for a specified time.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Inactive" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Inactive در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "inactive" با ترجمه به فارسی
-
پنجره غیر فعال
-
بدون فعالیت · بی حالی · بی حرکتی · بی کاری · جبر · رکود · سکون
-
بدون فعالیت · بی حالی · بی حرکتی · بی کاری · بیکاری · تنبلی · عدم فعالیت · ناکنایی · ناکنشوری · کاهلی
-
ازروی بیکاری · بطور بیکار · بطورغیر فعال
-
بدون فعالیت · بی حالی · بی حرکتی · بی کاری · بیحرکتی · بیکاری · جبر · رکود · سستی · سکون · عدم فعالیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن