ترجمه "inaction" به فارسی
تنبلی, بیکاری, ناکنایی بهترین ترجمه های "inaction" به فارسی هستند.
inaction
noun
دستور زبان
Want of action or activity; forbearance from labor; idleness; rest; inertness. [..]
-
تنبلی
noun -
بیکاری
nounand he could survive long periods of inactivity better than most.
و او میتوانست بهتر از هرکس دیگری دورههای طویل بیکاری را تحمل کند.
-
ناکنایی
-
ترجمه های کمتر
- ناکنشوری
- کاهلی
- بدون فعالیت
- بی حالی
- بی حرکتی
- بی کاری
- عدم فعالیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inaction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inaction" با ترجمه به فارسی
-
پنجره غیر فعال
-
بدون فعالیت · بی حالی · بی حرکتی · بی کاری · جبر · رکود · سکون
-
(ارتش) خارج از رده · (شیمی - نورشناسی) ایزومر ناکنا · بلااستعمال · بلااستفاده · بلاحرکت · بی جنب وجوش · تنبل · خوابیده · ساکن · عاطل · غیر فعال · غیرفعال · منفعل · نابسیج · ناکنا · ناکنشور · کنارگذاشته
-
ازروی بیکاری · بطور بیکار · بطورغیر فعال
-
بدون فعالیت · بی حالی · بی حرکتی · بی کاری · بیحرکتی · بیکاری · جبر · رکود · سستی · سکون · عدم فعالیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن