ترجمه "inactivate" به فارسی

(ارتش) از رده خارج کردن, (زیست شیمی) ناکنا کردن, از کار انداختن بهترین ترجمه های "inactivate" به فارسی هستند.

inactivate verb دستور زبان

To make inactive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ارتش) از رده خارج کردن

  • (زیست شیمی) ناکنا کردن

  • از کار انداختن

  • ترجمه های کمتر

    • بلا استفاده کردن
    • بی اثر کردن
    • عقیم کردن
    • غیر فعال کردن
    • غیرفعال کردن
    • نابسیج کردن
    • نابیماری زا کردن
    • ناکنشور کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inactivate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inactivate" با ترجمه به فارسی

  • باکترینها · واكسنهاي غيرفعال · واكسنهاي كشتهشده · واکسن چندظرفیتی · واکسنها
اضافه کردن

ترجمه های "inactivate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه