ترجمه "inclement" به فارسی
سختگیر, ظالم, خشن بهترین ترجمه های "inclement" به فارسی هستند.
inclement
adjective
دستور زبان
(archaic) unmerciful severe in temper or action [..]
-
سختگیر
-
ظالم
-
خشن
adjective
-
ترجمه های کمتر
- (آب و هوا) نامساعد
- بی اعتدال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inclement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inclement" با ترجمه به فارسی
-
سختی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن