ترجمه "incondite" به فارسی

بدساختار, ناآماده, خام بهترین ترجمه های "incondite" به فارسی هستند.

incondite adjective

Badly-arranged, ill-composed, disorderly (especially of artistic works). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدساختار

  • ناآماده

  • خام

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • (اثر ادبی) دارای ساختمان بد
    • (نادر)
    • بی معرفت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incondite " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "incondite" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه