ترجمه "incorporeity" به فارسی

تجرد, ناتنداری, روح بهترین ترجمه های "incorporeity" به فارسی هستند.

incorporeity noun دستور زبان

The state or characteristic of being incorporeal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تجرد

  • ناتنداری

  • روح

    noun

    The idea that you might be able to incorporate gravity I have to tell you, I found it physically exhilarating.

    اما در مورد اون نظريه تو در مورد تداخل جاذبه زمين بايد بگم از نظر فيزيکي واقعا روح بخش بود

  • ترجمه های کمتر

    • بی ماده بودن
    • غیرجسمی بودن
    • ناتن مندی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incorporeity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incorporeity" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) دارای ارزش یا شخصیت حقوقی (مثلا حق انحصاری اختراع و یا ((کپی رایت))) · بی ماده · روحی · غیرجسمانی · غیرجسمی · غیرمادی · مجرد · ناتن مند · ناتندار · وابسته به فرشتگان یا ارواح
  • (شرکت و غیره) به ثبت رساندن · (شرکت یا انجمن و غیره) به عضویت پذیرفتن · (قدیمی) غیرجسمی · (چیزی را با چیزی که قبلا درست شده است) یکپارچه یا ممزوج کردن · انبازه درست کردن · بهم پيوستن · تن مند کردن یا شدن · تندار کردن یا شدن · تندیسدار کردن · جزو (چیزی) کردن یا شدن · جسم دار کردن · درآمیختن · روحی · شامل بودن · شرکت (و غیره) تشکیل دادن · شکل دادن · ضمیمه کردن · ملحق کردن · ناتندار · همبند کردن · هموند کردن یا شدن · پیوستار کردن یا شدن · یک کاسه کردن · یکپارچه کردن · یکی کردن
  • بطور غیر مادی · بطور غیر محسوس
  • ايين نامه
  • SmartBody حتی می تواند در موتورهای بازی نیز گنجانده شود تا از ویژگی های خارق العاده آن که برنامه ریزی خودکار آنها برای شما کاری دشوار میباشد استفاده کند · SmartBody حتی می تواند در موتورهای بازی نیز گنجانده شود تا از ویژگی های خارق العاده خودش که برنامه ریزی خودکار آنها برای شما کاری دشوار میباشد استفاده کند
  • اساسنامه شرکت · سندی که هدف و مدت و محل کار و سازمان شرکت را روشن می سازد · گواهی ثبت شرکت
  • شرکت به ثبت رسیده
  • (شخص) همبسته ساز · تلفیق کننده · ضمیمه کننده · عضو اصلی (شرکت و غیره) · عضوی که نام او در امتیازنامه ی شرکت به ثبت رسیده است)
اضافه کردن

ترجمه های "incorporeity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه