ترجمه "increment" به فارسی
سود, افزایش, رشد بهترین ترجمه های "increment" به فارسی هستند.
increment
verb
noun
دستور زبان
The action of increasing or becoming greater. [..]
-
سود
noun -
افزایش
nounCash deposits made daily in $ 9,000 increments.
سپرده ی حسابش هر روز 9000دلار افزایش پیدا میکنه
-
رشد
nounIt is a purgatory, which grows by increment.
يک برزخـه ، که با ترقي و توسعه رشد ميکنه.
-
ترجمه های کمتر
- افزونش
- افزايش
- نمو
- افزودگی
- والش
- گوالش
- (ریاضی) بالش
- اضافه حقوق
- میزان (یا مبلغ) افزایش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " increment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "increment" با ترجمه به فارسی
-
رشد شعاعي · رويش شعاعي · رویش قطری
-
رشد شعاعي · رويش شعاعي · رویش قطری
-
به طور گام به گام
-
اضافه حقوق
-
افزايش طبيعي يك موجود زنده · افزونش زيستي · رشد
-
شاخص برازش افزایشی
-
برش اضافي · برش بهسازي · بهسازی توده جنگلی
-
تدریجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن