ترجمه "incurable" به فارسی

بی درمان, علاج ناپذیر, لاعلاج بهترین ترجمه های "incurable" به فارسی هستند.

incurable adjective noun دستور زبان

Of an illness, condition, etc, that cannot be cured. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی درمان

    adjective
  • علاج ناپذیر

    adjective

    It was the incurable wound of solitary, stony, punctual thunder

    آن زخم علاج ناپذیر صاعقهای بود که با آن نوک سنگی و تیز خود به قلبش فرو میرفت.

  • لاعلاج

    But for me, I have another reason to be an incurable optimist.

    اما من دلیل دیگری هم برای ابتلا به بیماری لاعلاج خوش بینی دارم.

  • ترجمه های کمتر

    • بیمار بی درمان
    • بیمار مردنی
    • درمان ناپذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incurable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incurable" با ترجمه به فارسی

  • تحمل شدن · دیدن
  • بطور علاج ناپذیر
  • علاج ناپذیری
  • (قرض یا هر چیز ناخوشایند) بالا آوردن · برسرخود آوردن · دست و پنجه نرم کردن · متحمل شدن · موجب شدن · ندش )هريغ و هيبنت اي ررض اي جرخ( بجوم · وارد آمدن
اضافه کردن

ترجمه های "incurable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه