ترجمه "incurred" به فارسی

تحمل شدن, دیدن بهترین ترجمه های "incurred" به فارسی هستند.

incurred verb

Simple past tense and past participle of incur. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحمل شدن

  • دیدن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incurred " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incurred" با ترجمه به فارسی

  • بی درمان · بیمار بی درمان · بیمار مردنی · درمان ناپذیر · علاج ناپذیر · لاعلاج
  • بطور علاج ناپذیر
  • علاج ناپذیری
  • (قرض یا هر چیز ناخوشایند) بالا آوردن · برسرخود آوردن · دست و پنجه نرم کردن · متحمل شدن · موجب شدن · ندش )هريغ و هيبنت اي ررض اي جرخ( بجوم · وارد آمدن
اضافه کردن

ترجمه های "incurred" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه