ترجمه "incuse" به فارسی
(در مورد نقش روی سکه) ایجاد شده با چکش کاری یا پرس, نقش روی سکه بهترین ترجمه های "incuse" به فارسی هستند.
incuse
adjective
verb
noun
دستور زبان
hammered or pressed in (usually on a coin) [..]
-
(در مورد نقش روی سکه) ایجاد شده با چکش کاری یا پرس
-
نقش روی سکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incuse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن