ترجمه "indecision" به فارسی
تردید, دودلی, درنگ بهترین ترجمه های "indecision" به فارسی هستند.
The inability to decide on a course of action, especially if two or more possibilities exist. [..]
-
تردید
nounShe reduced them to a frenzy of indecision by this interference in their cosmogony.
اما دخالت در امورشان آنها را به تردید شدیدی دچار کرد.
-
دودلی
nounwhereupon Letty put her hand up to her head and looked with jealous indecision from the one to the other.
لتی دستی به سرش گذاشت و با دودلی آمیخته به حسادت از یکی به دیگری نگریست.
-
درنگ
This caution can lead to more accidents because other drivers become frustrated at what seems like indecision.
ایـن احـتیاط گـاهی مـنجر به تصادف میشود زیرا رانندگان دیگـر بـا دیـدن درنگ بـه نـظر بـیدلیل اتومبیل دیگری به خشم میآیند.
-
ترجمه های کمتر
- اندید
- مولش
- بی تصمیمی
- دو دلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indecision " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "indecision" با ترجمه به فارسی
-
ازروی دو دلی · بطور غیر قطعی · بطور نامعلوم یامشکوک · بی عزمانه
-
بی اراده · بی تصمیم · بی تصمیمانه · بی حاصل · بی سرانجام · بی فرجام · بی نتیجه · درنگ آمیز · درنگین · دو دل · دودلانه · غیر قطعی · غیرقطعی · مردد · مولشی · ناقاطع
-
تردید · دو دلی · نامعلومی