ترجمه "indecisive" به فارسی

مردد, درنگین, دودلانه بهترین ترجمه های "indecisive" به فارسی هستند.

indecisive adjective دستور زبان

(of a person) Not decisive; not marked by promptness or decision. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مردد

    adjective

    I might be a little bit indecisive at times.

    ممکنه بعضی اوقات مردد باشم

  • درنگین

  • دودلانه

  • ترجمه های کمتر

    • غیرقطعی
    • مولشی
    • ناقاطع
    • بی اراده
    • بی تصمیم
    • بی تصمیمانه
    • بی حاصل
    • بی سرانجام
    • بی فرجام
    • بی نتیجه
    • درنگ آمیز
    • دو دل
    • غیر قطعی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indecisive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "indecisive" با ترجمه به فارسی

  • ازروی دو دلی · بطور غیر قطعی · بطور نامعلوم یامشکوک · بی عزمانه
  • اندید · بی تصمیمی · تردید · درنگ · دو دلی · دودلی · مولش
  • تردید · دو دلی · نامعلومی
اضافه کردن

ترجمه های "indecisive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه