ترجمه "indefinable" به فارسی
مبهم, غامض, بی آرش بهترین ترجمه های "indefinable" به فارسی هستند.
indefinable
adjective
noun
دستور زبان
That cannot be precisely defined or put into words [..]
-
مبهم
adjectiveHis voice was deep and husky, with the trace of an indefinable accent.
صدایش گرفته و خشک و بم بود، و ته لهجهای مبهم و نامشخص داشت.
-
غامض
-
بی آرش
-
ترجمه های کمتر
- تعریف نکردنی
- معنی نکردنی
- چم ناپذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indefinable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن