ترجمه "indelibility" به فارسی
ماندگاری, محو ناپذیری بهترین ترجمه های "indelibility" به فارسی هستند.
indelibility
noun
دستور زبان
The property of being indelible. [..]
-
ماندگاری
but there was something so indelible in all these ancestral Goulds
اما در سلاله گولدها چیز فراموش نشدنی و ماندگاری وجود داشت
-
محو ناپذیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indelibility " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "indelibility" با ترجمه به فارسی
-
ازروی بی نزاکتی · بدون رعایت نزاکت یا ظرافت · غیر محجومانه
-
بی ادب · بی ملاحظه · بی نزاکت · خشن · زمخت · نا صحیح · ناظریف · ناپاسگر · ناپایشگر
-
زایل نشدنی · محو نشدنی · نازدودنی
-
بطور پاک نشدنی
-
بی ادب · بی ملاحظه · بی نزاکت · خشن · زمخت · نا صحیح · ناظریف · ناپاسگر · ناپایشگر
-
بی ادب · بی ملاحظه · بی نزاکت · خشن · زمخت · نا صحیح · ناظریف · ناپاسگر · ناپایشگر
-
زایل نشدنی · محو نشدنی · نازدودنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن