ترجمه "indelible" به فارسی

نازدودنی, زایل نشدنی, محو نشدنی بهترین ترجمه های "indelible" به فارسی هستند.

indelible adjective دستور زبان

having the quality of being difficult to remove, wash away, blot out, or efface; [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نازدودنی

    Yes, even sins that seem as indelible as scarlet dye on a white garment are not beyond Jehovah’s forgiveness.

    آری، حتی گناهانی که همچون لکهٔ ارغوان به نظر نازدودنی است، از دید یَهُوَه قابل بخشش است.

  • زایل نشدنی

  • محو نشدنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indelible " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "indelible" با ترجمه به فارسی

  • ازروی بی نزاکتی · بدون رعایت نزاکت یا ظرافت · غیر محجومانه
  • ماندگاری · محو ناپذیری
  • بی ادب · بی ملاحظه · بی نزاکت · خشن · زمخت · نا صحیح · ناظریف · ناپاسگر · ناپایشگر
  • بطور پاک نشدنی
  • بی ادب · بی ملاحظه · بی نزاکت · خشن · زمخت · نا صحیح · ناظریف · ناپاسگر · ناپایشگر
  • بی ادب · بی ملاحظه · بی نزاکت · خشن · زمخت · نا صحیح · ناظریف · ناپاسگر · ناپایشگر
  • ماندگاری · محو ناپذیری
اضافه کردن

ترجمه های "indelible" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه