ترجمه "index finger" به فارسی

انگشت اشاره, انگشت سبابه, انگشت نشان بهترین ترجمه های "index finger" به فارسی هستند.

index finger noun دستور زبان

the forefinger [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگشت اشاره

    Put the tip of my right index finger to the face of the cork.

    سر انگشت اشاره دست راستم را روی چوب پنبه میگذارم

  • انگشت سبابه

    busted nose, broken collarbone, smashed up his left index finger

    بيني خورد شده ، ترقوه شکسته ؛. انگشت سبابه چپ له شده

  • انگشت نشان

  • سبابه

    noun

    Now he's going to pick up a pen with his opposed thumb and index finger.

    الان می خواد یک خودکار رو با انگشت شست و سبابه برداره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " index finger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "index finger"

اضافه کردن

ترجمه های "index finger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه