ترجمه "indiction" به فارسی
(روم باستان), فرمان امپراطور در تعیین مالیات ملک که هر پانزده سال صادر می شد, مالیات بر ملک بهترین ترجمه های "indiction" به فارسی هستند.
indiction
noun
دستور زبان
(historical) A fiscal period of fifteen years, instituted by Constantine in 313 CE (but counting from 1st September 312), used throughout the Middle Ages as a way of dating events, documents etc. [..]
-
(روم باستان)
-
فرمان امپراطور در تعیین مالیات ملک که هر پانزده سال صادر می شد
-
مالیات بر ملک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indiction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "indiction" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق) متهم کردن · (مجازی) گناه بستن به · به دادگاه کشیدن · تعقیب قانونی کردن · کیفرخواست صادر کردن
-
اتهام
-
اعلام جرم کننده · تعقیب کننده
-
(حقوق امریکا و انگلیس : شرح اتهام وارده که توسط grand jury به هیئت منصفه ی دادگاه تقدیم می شود) کیفرخواست · اتهام · ادعانامه · متهم سازی
-
(حقوق) اتهام پذیر · قابل تعقیب (و صدور کیفر خواست)
-
(حقوق امریکا و انگلیس : شرح اتهام وارده که توسط grand jury به هیئت منصفه ی دادگاه تقدیم می شود) کیفرخواست · اتهام · ادعانامه · متهم سازی
-
اعلام جرم کننده · تعقیب کننده
-
(حقوق) اتهام پذیر · قابل تعقیب (و صدور کیفر خواست)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن