ترجمه "indigenous" به فارسی
بومی, محلی, بومزاد بهترین ترجمه های "indigenous" به فارسی هستند.
(chiefly of living things) Born or engendered in, native to a land or region, especially before an intrusion. [from 17th c.] [..]
-
بومی
adjectiveborn or engendered in, native to a land or region
You have to imagine that indigenous people have never been there.
شما باید تصور کنید که مردم بومی هیچگاه آنجا نبوده اند.
-
محلی
adjectiveTo establish an indigenous arms industry is not difficult, providing it is kept basic.
استقرار صنایع اسلحهسازی محلی شکل نیست، مشروط بر اینکه در حد بنیانی و پایه نگه داشته شود.
-
بومزاد
and the so-called indigenous communities of the Kivus.
جوامع بومزاد کیووس را در نظر بگیرید.
-
ترجمه های کمتر
- فطری
- نهادی
- جابجا نشده
- درون زاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indigenous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Indigenous (horse)
-
صنایع بومی
عباراتی شبیه به "indigenous" با ترجمه به فارسی
-
جنگلهاي اوليه · جنگلهاي بومي · جنگلهاي طبيعي · جنگلهای بکر
-
بطور بومی یا ذاتی
-
زادهای بومی · نزادهاي بومي · نژادهای بومی
-
بومیان استرالیا
-
مردمان بومی
-
ساکن اولیه · قدیم · گیاه بومی
-
(انسان یا گیاه یا جانور) بومی · بومزاد (indigen هم می گویند) · ساکن اولیه · قدیم · گیاه بومی
-
جمعيت بومي · محلی (بومشناسی) · موجودات زنده بومی · گونه بومي · گياهان بومي