ترجمه "indigen" به فارسی

قدیم, ساکن اولیه, گیاه بومی بهترین ترجمه های "indigen" به فارسی هستند.

indigen noun دستور زبان

An indigene or native. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قدیم

    noun
  • ساکن اولیه

    noun
  • گیاه بومی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indigen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "indigen" با ترجمه به فارسی

  • صنایع بومی
  • جنگلهاي اوليه · جنگلهاي بومي · جنگلهاي طبيعي · جنگلهای بکر
  • بطور بومی یا ذاتی
  • زادهای بومی · نزادهاي بومي · نژادهای بومی
  • بومیان استرالیا
  • مردمان بومی
  • بومزاد · بومی · جابجا نشده · درون زاد · فطری · محلی · نهادی
  • (انسان یا گیاه یا جانور) بومی · بومزاد (indigen هم می گویند) · ساکن اولیه · قدیم · گیاه بومی
اضافه کردن

ترجمه های "indigen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه