ترجمه "indirect" به فارسی
غیرمستقیم, غیرصریح, ناراستا بهترین ترجمه های "indirect" به فارسی هستند.
indirect
adjective
دستور زبان
Not direct; roundabout; deceiving; setting a trap; confusing. [..]
-
غیرمستقیم
When a woman uses indirect speech with another woman there is never a problem.
وقتی زنی در گفتوگو با زن دیگر از جملات غیرمستقیم استفادهکند، مشکلی پیش نخواهد آمد.
-
غیرصریح
-
ناراستا
-
ترجمه های کمتر
- بامیانگیر
- باواسطه
- ناخدنگ
- نادرستانه
- نارک
- نافرارون
- کجین
- کژین
- ناراست
- نادرست
- کج
- انحراف دار
- پرپیچ و خم
- کنایه وار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indirect " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "indirect" با ترجمه به فارسی
-
انتخابات غیرمستقیم
-
مالیات غیر مستقیم · مالیات غیرمستقیم (که بر کالا و خدمات بسته می شود)
-
کارگر غیرمستقیم
-
هزینه غیر مستقیم
-
(روش یا مسیر یا عمل) غیرمستقیم · بی سویی · بی هدفی · تقلب · حقه بازی · غیر مستقیمی · لاابالی گری · ناخدنگ · نادرستی · ناراستا · ناراستی · نافرارون · گول زنی
-
تلمیح
-
اليزاي رقابتي · اليزاي غير مستقيم · اليزاي مستقيم · الیزا · سنجش ايمني جذب مرتبط با آنزيم
-
نقل قول غیرمستقیم (که بدون به کار بردن علامت نقل قول انجام می شود: مثلا: او گفت که نخواهد توانست برود indirect quotation )she said that she could not go و indirect speech هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن