ترجمه "indirection" به فارسی
ناخدنگ, ناراستا, ناراستی بهترین ترجمه های "indirection" به فارسی هستند.
indirection
noun
دستور زبان
An indirect action or process. [..]
-
ناخدنگ
-
ناراستا
-
ناراستی
-
ترجمه های کمتر
- نافرارون
- تقلب
- نادرستی
- (روش یا مسیر یا عمل) غیرمستقیم
- بی سویی
- بی هدفی
- حقه بازی
- غیر مستقیمی
- لاابالی گری
- گول زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indirection " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "indirection" با ترجمه به فارسی
-
انتخابات غیرمستقیم
-
مالیات غیر مستقیم · مالیات غیرمستقیم (که بر کالا و خدمات بسته می شود)
-
کارگر غیرمستقیم
-
هزینه غیر مستقیم
-
تلمیح
-
اليزاي رقابتي · اليزاي غير مستقيم · اليزاي مستقيم · الیزا · سنجش ايمني جذب مرتبط با آنزيم
-
نقل قول غیرمستقیم (که بدون به کار بردن علامت نقل قول انجام می شود: مثلا: او گفت که نخواهد توانست برود indirect quotation )she said that she could not go و indirect speech هم می گویند)
-
(دستور زبان) مفعول با واسطه · مفعول غیرمستقیم · پوییده ی ناراستا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن