ترجمه "indiscernible" به فارسی
نادریاب, نامحسوس, تمیز ندادنی بهترین ترجمه های "indiscernible" به فارسی هستند.
indiscernible
adjective
noun
دستور زبان
Not capable of being discerned, of being perceived. [..]
-
نادریاب
-
نامحسوس
-
تمیز ندادنی
-
غیرقابل تشخیص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indiscernible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن