ترجمه "individualism" به فارسی
فردگرایی, خودخواهی, فردیت بهترین ترجمه های "individualism" به فارسی هستند.
The tendency for a person to act without reference to others, particularly in matters of style, fashion or mode of thought. [..]
-
فردگرایی
The moral stance, political philosophy, or social outlook that promotes independence and self-reliance of individual people, while opposing the interference with each person's choices by society, the state, or any other group or institution. [..]
As I said, I am an individualist, and individualism is the hereditary and eternal foe of socialism.
همانطور که گفتم من یک فردگرا هستم و فردگرایی نیز دشمن مو رونی و ابدی سوسیالیسم است
-
خودخواهی
-
فردیت
nounIndividuality is very important in the West.
فردیت در غرب بسیار اهمیت دارد.
-
ترجمه های کمتر
- تکی
- (این باور: دولت به خاطر افراد به وجود آمده نه افراد به خاطر دولت) فردگرایی
- (این باور: نفع شخصی انگیزه ای به جای کلیه ی اعمال بشری است) فردآیینی
- استقلال فردی، فلسفه اصالت فرد
- تک بودگرایی
- تکروی (زندگی طبق روش و سلیقه ی خود و عدم پیروی از الگوهای مسلط)
- خود گروی
- رجوع شود به laissez faire
- عدم مداخله
- فردی گری
- فلسفه ی اصالت فرد
- وجود فردی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " individualism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "individualism" با ترجمه به فارسی
-
تشخیص شخصیت · تک سازی · تک شدگی · تکی · جدا سازی · فرد سازی · فردیت · وجود شخصی · وجود فردی
-
انفرادی کردن · حالت خاص دادن به · دارای ویژگی کردن · شخصیت دادن · فرد کردن · فردیت دادن · مجزا کردن (سازواره را) جدا کردن · وابسته به فرد کردن · یگانه کردن
-
افراد موافق و منتقد
-
جداجدا در نظر گرفتن · جزئیات (یا ویژگی های) چیزی را برشمردن · دارای فردیت (تکبود) کردن · در اختیار فرد بخصوصی قرار دادن · فردی کردن · یگانه کردن
-
(جمع) سلیقه ها و ویژگی های فردی · (قدیمی) بخش ناپذیری · بی تایی · تجزیه ناپذیری · تقسیم ناپذیری · تکبود · تکبودی · تکی · شخصیت · فردیت · هویت · وجود فردی · کیستی
-
تایم تریل انفرادی
-
تشخیص · تصریح · تمیز · تکی · جدا سازی · ذکر احتصاصی
-
کسب و کار فکری