ترجمه "individuality" به فارسی
فردیت, شخصیت, تکبود بهترین ترجمه های "individuality" به فارسی هستند.
individuality
noun
دستور زبان
(uncountable) The characteristics which contribute to the differentiation or distinction of someone or something from a group of otherwise comparable identity. [..]
-
فردیت
nouncharacteristic of being individual
Individuality is very important in the West.
فردیت در غرب بسیار اهمیت دارد.
-
شخصیت
nounFor every one strives to keep his individuality as apart as possible
زیرا امروز هر کسی میکوشد شخصیت خودش را از شخصیت سایرین جدا کند.
-
تکبود
-
ترجمه های کمتر
- تکبودی
- کیستی
- هویت
- تکی
- (جمع) سلیقه ها و ویژگی های فردی
- (قدیمی) بخش ناپذیری
- بی تایی
- تجزیه ناپذیری
- تقسیم ناپذیری
- وجود فردی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " individuality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "individuality" با ترجمه به فارسی
-
تشخیص شخصیت · تک سازی · تک شدگی · تکی · جدا سازی · فرد سازی · فردیت · وجود شخصی · وجود فردی
-
انفرادی کردن · حالت خاص دادن به · دارای ویژگی کردن · شخصیت دادن · فرد کردن · فردیت دادن · مجزا کردن (سازواره را) جدا کردن · وابسته به فرد کردن · یگانه کردن
-
افراد موافق و منتقد
-
جداجدا در نظر گرفتن · جزئیات (یا ویژگی های) چیزی را برشمردن · دارای فردیت (تکبود) کردن · در اختیار فرد بخصوصی قرار دادن · فردی کردن · یگانه کردن
-
(این باور: دولت به خاطر افراد به وجود آمده نه افراد به خاطر دولت) فردگرایی · (این باور: نفع شخصی انگیزه ای به جای کلیه ی اعمال بشری است) فردآیینی · استقلال فردی، فلسفه اصالت فرد · تک بودگرایی · تکروی (زندگی طبق روش و سلیقه ی خود و عدم پیروی از الگوهای مسلط) · تکی · خود گروی · خودخواهی · رجوع شود به laissez faire · عدم مداخله · فردگرایی · فردی گری · فردیت · فلسفه ی اصالت فرد · وجود فردی
-
تایم تریل انفرادی
-
تشخیص · تصریح · تمیز · تکی · جدا سازی · ذکر احتصاصی
-
کسب و کار فکری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن