ترجمه "inductor" به فارسی

القاگر, توختگر, درانگیز بهترین ترجمه های "inductor" به فارسی هستند.

inductor noun دستور زبان

(physics) a passive device that introduces inductance into an electrical circuit [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • القاگر

    passive two-terminal electrical component that stores energy in its magnetic field

  • توختگر

  • درانگیز

  • ترجمه های کمتر

    • گمارگر
    • واسطه
    • (برق) القاگر
    • (شخص) برگمارنده
    • (شیمی - ماده ای که واکنش آهسته ی شیمیایی را تند می کند)تندساز
    • منصوب کننده (به کار یا مقامی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inductor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "inductor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه