ترجمه "inductively" به فارسی
قیاسا, ازراه قیاس, ازروی استدلال قیاسی بهترین ترجمه های "inductively" به فارسی هستند.
inductively
adverb
دستور زبان
In a inductive manner [..]
-
قیاسا
-
ازراه قیاس
-
ازروی استدلال قیاسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inductively " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inductively" با ترجمه به فارسی
-
(به خدمت نظام) فراخواندن · (به فوت و فن کاری) وارد کردن · (طی تشریفات رسمی به شغلی منصوب کردن) برگماردن · (مهجور) به درون (ساختمان و غیره) راهنمایی کردن · راهبری کردن · رسما گماردن
-
القای الکترواستاتیکی
-
موتور القایی خطی
-
القا گل · گلانگيزي · گلدهی القایی
-
القای الکترومغناطیسی
-
خودالقایی
-
استقراء
-
(برق و فیزیک) گرم سازی القایی · توخت گرمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن