ترجمه "inebriation" به فارسی

مستی, مست سازی بهترین ترجمه های "inebriation" به فارسی هستند.

inebriation noun دستور زبان

The state or characteristic of drunkenness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مستی

    noun

    We can't help thousands of years of inebriated evolution.

    نمی تونیم در مقابل هزاران سال سیر تکاملی مستی بایستیم

  • مست سازی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inebriation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inebriation" با ترجمه به فارسی

  • خیس · مست · مست شده
  • الکل · رجوع شود به intoxicant
  • احمق · خمار · سرخوش کردن · سرشاد کردن · سرمست کردن · شادمان کردن · مست کردن · میخواره
  • احمق · خمار · سرخوش کردن · سرشاد کردن · سرمست کردن · شادمان کردن · مست کردن · میخواره
  • الکل · رجوع شود به intoxicant
  • احمق · خمار · سرخوش کردن · سرشاد کردن · سرمست کردن · شادمان کردن · مست کردن · میخواره
  • خیس · مست · مست شده
اضافه کردن

ترجمه های "inebriation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه