ترجمه "inertness" به فارسی

بیحالی, بیتابی, تنبلی بهترین ترجمه های "inertness" به فارسی هستند.

inertness noun دستور زبان

Want of activity or exertion; habitual indisposition to action or motion; sluggishness; apathy; insensibility. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیحالی

  • بیتابی

  • تنبلی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بی زوری
    • نداشتن زورجنبش یا ایستادگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inertness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inertness" با ترجمه به فارسی

  • ذخيرهسازي با جو اصلاحشده · ذخيرهسازي سي.آ · ذخیرهسازی با جو کنترلشده
  • (فاقد قدرت کنش و واکنش شیمیایی یا فاقد اجزای کنش ور) ناکنش دار · (فیزیک : فاقد نیرو برای جنبش یا مقاومت یا عمل) ماندگر · بی اثر · بی حال · بی حرکت · بی هنایش · بی کنش · تنبل · خنثی · درنگیده · راکد · ساکن · سست · لخت · لش · ناجنب · ناجنبا · کاهل · کندکار
اضافه کردن

ترجمه های "inertness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه