ترجمه "inexorable" به فارسی
یکدنده, بیرحم, سنگدل بهترین ترجمه های "inexorable" به فارسی هستند.
inexorable
adjective
دستور زبان
Unable to be persuaded; relentless; unrelenting [..]
-
یکدنده
adjective -
بیرحم
And we see this in the inexorable march
و ما این را در سیر بیرحم
-
سنگدل
All flashed indignant or appealing glances at the inexorable Davis, and one passionate lime lover burst into tears.
ولی هیچکدام از نگاههای غمگین و بغضآلودِ او در دیویس سنگدل تأثیر نداشت.
-
ترجمه های کمتر
- سمج
- بی امان
- بی گذشت
- تزلزل ناپذیر
- تغییر ندادنی
- سخت دل
- نا گريز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inexorable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inexorable" با ترجمه به فارسی
-
سختی · سنگدلی
-
ازروی سنگدلی · بی انکه نرم شودیا بلابه کسی گوش دهد
-
سختی · سنگدلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن