ترجمه "inexpedient" به فارسی
غیرصلاح, غیرعاقلانه, ناروا بهترین ترجمه های "inexpedient" به فارسی هستند.
inexpedient
adjective
Not expedient; not tending to promote a purpose; not tending to the end desired; inadvisable; unfit; improper; unsuitable to time and place; as, what is expedient at one time may be inexpedient at another. [..]
-
غیرصلاح
-
غیرعاقلانه
-
ناروا
-
نامقتضی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inexpedient " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inexpedient" با ترجمه به فارسی
-
ازروی عدم مصلحت · بطور غیر مقتضی
-
بی مصلحتی · عدم اقتضا
-
بی مصلحتی · عدم اقتضا
-
ازروی عدم مصلحت · بطور غیر مقتضی
-
بی مصلحتی · عدم اقتضا
-
بی مصلحتی · عدم اقتضا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن