ترجمه "influent" به فارسی

اندرگذر, درآیند, هنایگر بهترین ترجمه های "influent" به فارسی هستند.

influent adjective noun دستور زبان

A stream which flows into another stream or lake. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندرگذر

  • درآیند

  • هنایگر

  • ترجمه های کمتر

    • موثر
    • (موجود یا سازواره ای که در محیط خود فعل و انفعالات مهمی داردولی نوع چیره ای نیست) هناینده
    • درون ریز
    • شاخه (یا شعبه)ی رودخانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " influent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "influent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه