ترجمه "influenced" به فارسی
تاثیر گذاشتن ترجمه "influenced" به فارسی است.
influenced
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of influence. [..]
-
تاثیر گذاشتن
So if you are concerned to influence energy policy,
لذا چنانچه دغدغه تاثیر گذاشتن در سیاست گذاری انرژی را دارید،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " influenced " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "influenced" با ترجمه به فارسی
-
رفیق ناباب
-
حوزه ی برتری · قلمرو نفوذ · منطقه نفوذ
-
مرتب سازی
-
(برق) اثرمیدان برونی · (در اصل - جریان یا تابش فرضی که از ستارگان ساطع شده و شخصیت و کارهای مردم را تحت تاثیر قرار می دهد) طالع · آدم بانفوذ · آدم سرشناس · اثر · اثر کردن یا داشتن · برآن داشتن · تاiثیر · تاiثیر داشتن · تحت تاiثیر قرار دادن · درآیش · درآیش داشتن · سرشناسی · نفوذ · هنایش · هناییدن · وادار کردن
-
اثر زیستمحیطی · تاثير انساني · دخالت انسانزاد · فاكتورهاي انسانزاد · فاكتورهاي انساني · فشار انساني · نشانزد زيستمحيطي
-
اثر زیستمحیطی · تاثير انساني · دخالت انسانزاد · فاكتورهاي انسانزاد · فاكتورهاي انساني · فشار انساني · نشانزد زيستمحيطي
-
نمودارهای تأثیر
-
تأثیرگذار کوچک · خرده تاثیرگذار، خرده موثر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن