ترجمه "informality" به فارسی
خودمانی بودن, رفتار یا کار غیررسمی, عدم رعایت تشریفات بهترین ترجمه های "informality" به فارسی هستند.
informality
noun
دستور زبان
The condition of being informal [..]
-
خودمانی بودن
-
رفتار یا کار غیررسمی
-
عدم رعایت تشریفات
-
غیر رسمیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " informality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "informality" با ترجمه به فارسی
-
تاعالطا ءاشفا
-
بهره برداری از اطلاعات
-
سیستم اطلاعات بیمارستان
-
(در اصل) شکل درونی دادن به · (علیه کسی) گزارش یا خبر دادن (با: on یا against) · (قدیمی) بی شکل · (مهجور) الهام گرفتن از · (نادر) آموزاندن · (نهاد و ماهیت اصلی چیزی را) سرشتن · آموزش دادن · آگاه کردن · آگاهاندن · اطلاع دادن · اگاهی دادن · باخبر کردن · بی دیس · خبردادن · دروندیس کردن · سرشار بودن از · فراگیر شدن از · لو دادن · متاثر بودن از · مطلع کردن · ملکه کردن · نداد ع الطا · چغلی کردن · گفتن
-
جمع آوری منظم اطلاعات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن